من ...

تبلیغاتــــ advertising

آخرین مطالب سایت من ...


عکس: حجاب عجیب بازیگر «شهرزاد» در اکران مردمی!
آمریکا: از تهدیدهای کره شمالی ترسی نداریم
سپیده توفیق مجری شبکه جم در قم! +عکس
سرمایه گذاری کلان میلیاردر سعودی در مصر

مایکروسافت اعلام کرده که از ابتدای پاییز امسال سالی دوبار بسته های نرم افزاری به روزرسان برای سیستم عامل ویندوز سرور عرضه می کند.

اعتراض‌ها به عملکرد شهرداری لندن افزایش یافته و صادق خان شهردار لندن پس از آتش سوزی برج گرنفل زیر شدیدترین نقدها قرار گرفته است. در طول امروز به وقت لندن تجمع هایی در اعتراض به عملکرد صادق خان انجام شده و هرجا شهردار لندن حضور داشته، معترضان نیز حضور داشته اند. در یکی فیلم های منتشر شده، صادق خان در حال گفت و گو با یکی از رسانه هاست که کودک بر روی دوش یکی والدینش می پرسد: «چند کودک مرد؟ چند کودک مرد؟» همچنین گزارش دیگر حکایت از آن دارد که لندنی ها ساختمان شهرداری منطقه «کینگستون» را در کنترل خودشان درآورده اند. این ویدیو گوشه‌ای از واکنش‌ها و اعتراض‌ها به شهردار لندن است.

در شب‌های قدر، تیتراژ ماه عسل تغییر کرد و قطعه «علی دریاست» با صدای مهدی یغمایی و ایمان قیاسی پخش شد. این قطعه را در «تابناک» می‌شنوید.

با عدم حضور منتظری، کار برای منصوریان در خط دفاع گره خورده است. رابسون به دلیل قیمت بالای رضایت نامه شانس کمی برای حضور در استقلال دارد و آبی ها احتمالا در غیاب این دو بازیکن، برای چانه زنی با پادوانی کار سختی دارند

عضو فراکسیون ورزش مجلس با بیان اینکه حمایت، درخواست اصلی ملی‌پوشان فوتبال در دیدار با رئیس جمهور بود، تصریح کرد: وزارت ورزش وظیفه سنگینی بردوش دارد.

هر زمان صحبت از طراحی های اداری می شود ، همه به یاد رنگهای قهوه ای ، کرم و مشکی می افتند با همان مبلمان های منضبط و حال و هوای خشک. اغلب طراحان داخلی اینگونه فضاها نیز ، در تلاشند از این معیار دور نشوند و در طول طراحی آن را حفظ می نمایند.طراحی چهارچوب دارد، اما خلاقیت در آن سقفی ندارد. دست و پای خود را در طراحی نبندید.ذهن خود را رها کنید.خودتان را در فضایی که می خواهید طراحی کنید قرار دهید. نیازهای شما چیست ؟چگونه عملکرد بهتری درآن فضا خواهید داشت؟چه رنگی به شما پویش بالاتری میدهد؟فعالیت های شما در چه بستر حرکتی روان تر خواهد بود؟ کمی ساختار شکنی بد نیست،البته فراموش نکنید این پرواز دادن ذهن ، شما را از کاربری اصلی فضا دور نسازد. ذهن معمارانه خود را تربیت کنید در حیطه ایی که شما برایش تعریف می کنید قدم بزند و خلق کند. برای درک بهتر این مطلب تصاویر قبل و بعد از طراحی یک فضای اداری را مشاهده نمایید تا دریابید چگونه خلاقیت در استفاده از رنگ سبز و بافت چوب، یک فضای قدیمی و سرد را به دفتر کار گرم و دلپذیری بدل نموده

ادامه مقاله دکوراسیون داخلی فضاهای اداری را اینجا بخوانید

درباره نویسنده: شرکت فنی و مهندسی آتیه طراحان تاسیس 1387، در زمینه طراحی و اجرای سازه های معماری، دکوراسیون داخلی، طراحی و اجرای انواع نما، سقف کاذب. سازه های نمایشگاهی و همچنین اجرای تخصصی محصولات ساخت و ساز خشک(کناف) فعالیت دارد. شرکت با تیم طراحی با تجربه و گروه اجرایی متخصص و کار آزموده، همواره در تلاش است، طراحی های خلاقانه و زیبا را همراه با دقیق ترین برآوردها و محاسبات اجرایی هماهنگ نموده و در نهایت اثری را با بالاترین کیفیت ساختاری و بصری به نمایش درآورد. شعار آتیه طراحان همواره صداقت و اعتماد متقابل بوده و میباشد.

آدرس سایت: atidecor.com


 

حتما وقتی تصمیم دارین به یک شهر ساحلی آروم سفر کنین، کل اینترنت رو دنبال تور پاتایا میگردین و با کلی سایت های مختلف و تورهای عجیب غریب با قیمتای جور واجور و تور لحظه آخری روبرو میشین  و حسابی کلافه میشین. حالا میخوام با معرفی سفر بابا از یک سردرگمی بزرگ نجاتتون بدم

سفربابا سایتی هست که آژانس های گردشگری معتبر تورهای خودشون رو توش ثبت میکنن و یک مرجع تور کامله، حالا اینکه شما دنبال تور آنتالیا باشین یا تور آذربایجان فرقی نمیکنه خیلی راحت میتونین با انتخاب کشور مقصدتون تورهای مورد نظرتون رو پیدا کنین و با جاذبه های گردشگری مقصدتون هم آشنا بشین.



 

اگر اهل  سفر و سفر کردنین  و دلتون میخواد راجع به جاهای دیدنی دنیا و جاذبه های عجیب وغریب بیشتر بدونین، واستون یه پیشنهاد خوب دارم، من امروز وقتی داشتم دنبال یه تور گرجستان با قیمت مناسب میگشتم با دیاکوپرواز آشنا شدم که مطالب خیلی جالبی راجع به گرجستان  نوشته بودن، این مطلب ها خیلی به من تو انتخاب مکان هایی که دوست دارم در گرجستان ببینم کمک کرد

بعد از خوندن راجع به مردم و فرهنگ گرجی ها یه سری مطلب جذاب هم راجع به استانبول خوندم و حسابی وسوسه شدم که برای سفر بعد حتما تور استانبول رو انتخاب کنم. راستی اگه بخواین سفر ارزون تری داشته باشین  یا دنبال تور لحظه آخری هستین، دیاکوپرواز پیشنهادهای خوبی داره، توصیه میکنم حتما یه سر بزنین.



افسران - مثل ِ یک رویا ...


آرایشش رو تند تند پاک کرد و شالش رو کمی جلو کشید ، دید ئه ! از عقب کم اومد ! اون گنبدی رو که بالای سرش بنا کرده بود رو برداشت و شالو پیچید و آستینای مانتو رو داد پایین و جلوی مانتو رو بست تا اون پیرهن ِ جذب زیرش مشخص نباشه و الله اکبر ...

قامت بسته بود ، با اون عجله خودشو این همه تغییر داد تا به رکعت ِ اول برسه ؛

دختر خانوم ِ قصه ی ما حتی حواسش نبود کیفش کجاست ، وسایلش .. ؟! اون گوشی ِ گروون قیمت اون ... ، ولی بقیه همه ی حواسشون سمت ِ این بود ؛ برایشون خیلی عجیب بود ... خیلی ... اونقدر محو شده بودن که اگر مکبر نمی گفت ، همچنان توی رکعت اول مونده بودن .

نماز ِ اول که تموم شد ، هم اتاقیش تو خوابگاه که وسطای نماز اومده بود و قامت بسته بود و الان کنارش نشسته بود و داشت عاشقانه میراث ِ مادر (سلام الله علیها) رو بین بند بند ِ انگشتاش پخش می کرد کمی باهاش گرم گرفت و بعد بلند شد ، از توی کیف دستیش چادر ِ تا شده ی سیاهی رو در آورد و شروع کرد به باز کردنش ، بقیه داشتن قامت میبستن برای نماز دوم ولی اون با آرامش به کارش ادامه میداد ، انگار ... .

رکعت دوم شد و دختر حس کرد چیزی روی سرش اومده و دستی از پشت داره روی شونش با محبت کشیده میشه و چیزی توی گوشش زمزمه : قبول باشه ... 1

همون خانم اومد جلو و دستش رو آورد سمت ِ صورتش ، لبه های چیزی رو صاف کرد و آرووم رفت ...

شالش نبود ولی دختر اونقدر فکرش درگیر ِ اون خانم شده بود که ...

دستاشو که برای قنوت آورد بالا دید توشون پر ِ گله ... گلای خوشرنگ سرخ ..

انگاری داشت از روی عادت یه سری حرکات رو انجام میداد ، اصلا اون توجه ِ قبلی رو به صحبت با خدا نداشت

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سمت ِ در رفت ، توی آینه ...

نه ...

می ترسید

می ترسید از اینکه به خودش نگاه کنه

از اینکه ...

ولی نگاهش به آینه افتاد ، آرووم سرشو چرخوند و یه نگاهی به خودش کرد از پایین تا بالا ...

یواشی چادر رو در آورد و مشغول شد به تا کردنش ، همونجوری تو فکر و خیال غرق شده بود که ...

مثل روزای قبل که میومد مسجد ِ دانشگاه و موقع ِ رفتن مسجد می شد آرایشگاه نبود ...

نه آرایش ِ پاک کردشو درست کرد و نه آستین بالا زده و دکمه های بسته و نه ...



فقط موقع ِ رفتن متوجه ِ در ِ باز ِ کیفش شد و کاغذ کادویی که سرش از اون زده بود بیرون

یادش نمیومد از کسی چیزی گرفته باشه ...

روی اون ، چیزی نوشته بود

با یه خط ِ خوش ... :



عزیزم ، جشن تشریفت یا بهتره بگم تولدت مبارک .



تولدش نبود ولی با همون فکر مشغول آهسته گوشه ی کاغذ رو باز کرد

به رنگ ِ عشق

به رنگ ِ خدا ..



از لای ِ در هم نگاه ِ همون هم اتاقی داشت همراهیش می کرد ... تا دختر اومد سمت در ، سریع چهار لنگه کفش باقی مونده رو جفت کرد و رفت ...

بعد ها دختر ِ قصه ی ما خیلی دنبال اون خانم گشت ، قبلا هر روز تو مسجد دانشکده بود ، اگرم نبود هر روز وقتی بر میگشت به خوابگاه میدیدش ولی از اون به بعد دیگه هیچ وقت قسمت نشد تا ببینتش و حرفایی که این همه سال روی دلش سنگینی کرده بود رو بهش بگه ...

فقط همیشه با خودش فکر می کرد :

انگاری فرشته ای بود

که فقط برای من اومده بود رو زمین ...

ماموریتش که تموم شد ، پر کشید ...

خرید بک لینک



وارد صحن مسجد النبی شدم برای اولین بار
صدای اذان صبح می آید از ماذنه

هم اتاقی ام خواب بود

بیدار نشد تا با هم برویم حرم برای نماز

ما دیشب رسیدیم به مدینه ساعت ۱۰

نمیدانم این چه حال غریبی است دارم من

شنیده بودم که باید برای اولین بار از باب جبرئیل وارد مسجد رسول خدا بشوم

ولی اینجا خیلی بزرگ تر از آن است که حدس میزدم

صحنی بسیار بزرگ با درب هائی زیاد و یک شکل

نکند به نماز نرسم

پیرمردی را دیدم عبا به دوش و نورانی

سلام کردم ٬جواب داد:علیکم السلام پسرم

گفتم حاج آقا ٬این باب جبرئیل کجاست؟

با دستانش سمتی نشانم داد و گفت:آنجاست پسرم

تشکر کردم و راه افتادم به آن سمت٬اما آنجا که در های زیادی است شاید بیش از ۱۰ در

دیر شده بود باید به نماز میرسیدم

صدای اذان هم دیگر نمی آمد

دویدم به سمت یک در که داخل بشوم

یک آن چشمم منظره ای زیبا و دلربا را دید

گنبد سبز و تاریک رسول الله

نا خود آگاه گفتم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ... و خشکم زد

چه میگوئی پسر ؟ اینجا مدینه النبی است نه مشهد

خنده ام گرفت

با خنده گفتم : السلام علیک یا رسول الله ...آقا ببخش مرا دیرم شده هول کردم

از همان درب روبرو دویدم داخل که در صف نمازگزاران قرار بگیرم

خدایا اینجا کجاست؟فضای این حرم اصلا مثل حرم رضوی نیست

اقامه نماز را گفتند

صدای امام جماعت آمد...استووا...اعتدلوا...الله اکبر....الحمدلله رب العالمین... ولاالضالین..

جماعت اهل سنت:اآآآآآآآآآآآآآآآمین

امام جماعت:...الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکات فیها مصباح ...

نماز تمام شد و من زیارت کردم رسول خدا را در نبودش در حالیکه بود...السلام علیک یا رحمه للعالمین

از همان درب آمدم بیرون که بروم بقیع

چند قدم بیشتر نرفته بودم که از خودم پرسیدم :محمد از کدامین درب وارد شدی؟

نگاه کردم به پشت سرم بالای درب

خشکم زد

نوشته بود: باب جبرئیل

کار خودش بود!

آن پیرمرد ؟ نه ...

کار او ...

همو که سلامش دادم و گفتم:

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...


خرید بک لینک

صفحات سایت
i> http://pnuna.avaxblog.com/
  • http://wp-theme.avaxblog.com/
  • http://niushaschool.avaxblog.com/
  • http://miiniikatahamii.avaxblog.com/
  • http://sheydaw-amirhoseiwn.avaxblog.com/
  • http://akhbar-irani.avaxblog.com/
  • http://tanzimekhanevadeh.avaxblog.com/